شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٠٤
صوّرت فى تصنيفى صورة كانت له عينان فعورتهما أعمى اللّه عينيك، و كان لها أذنان فصلمتهما صلم اللّه أذنيك، و كان لها يدان فقطعتهما قطع اللّه يديك، حتى عدّ أعضاء الصّورة فاعتذر إليه الرّجل بجهله هذا المقدار و تاب اليه عن المعاودة الى مثله».
محصّل ترجمه آنكه:
«پويندگان شاهراه دانش چند بار از من درخواست كردند كه اين كتاب را مختصر كنم، ليكن من به زير بار اين درخواست نرفتم و خواهش ايشان را نپذيرفتم. اكنون از خوانندگان كتاب نيز خواهانم كه به تلخيص و اختصار كتاب من نپردازند؛ زيرا من كه در نظم و ترتيب آن زحمت كشيده ام و در جمع و تأليف آن رنج برده ام، راضى به تلخيص آن نيستم و ميل دارم كه كتابم به همان صورت كه مطالب آن را به هم بسته و پيوسته ام، در صفحه روزگار بماند؛ براى آنكه بسيار اتّفاق مى افتد كه كسى كلمه اى را نمى پسندد و روى از آن برمى گرداند، در صورتى كه ديگرى به غايت درجه بر آن حريص است و از شوق آن مى ميرد و چه بسيار كسى كه از نكته اى بيزار است و حال آنكه ديگرى در طلب آن بى قرار است و براى دريافتن و به دست آوردن آن سفر مى كند و از شهرى به شهرى مى رود، بارى، اگر خواهش مرا بپذيرى، از خدا مى خواهم كه تو را جزاى خير دهاد و اگر نپذيرى از خدا مى خواهم به تو در آن سراى كيفر دهاد و كين مرا از تو بگيراد. [١]
بدان كه اگر كسى كتابى را مختصر كند، مانند آن است كه يك انسان سالم مستوى الخلقه صحيح الاعضايى را گرفته، دست و پاى او را بشكند و چشمهاى او را كور كند و گوش و بينى او را ببرد، يا زنى را كه غوطه ور در زينت آلات است، لخت كرده،