شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤١٦
ابراهيم چون اين را شنيد، گفت: از اين مسئله نيز درگذشتم. بگو كه عباس فاضل تر بود يا على؟ حسنيه گفت: بگو كه حمزه فاضل تر بود يا محمد؟ چه در ميان على و عباس افتاده، اگر عباس فاضل تر بود، فخر على است كه چنين عمّى دارد و اگر على فاضل تر بود، فخر عباس راست كه چون او برادرزاده اى دارد.
چون هارون جودت و ذكاوت حسنيه را ديد، متحير مانده، رو به ابراهيم آورده، گفت: حيف از آن علوم كه با توست. چون حسنيّه، اجوبه جميع مسائل را ادا كرد، گفت: اگر رخصت باشد، من نيز يك سؤال كنم؛ اگر جواب به قاعده گويى، من خود را ملزم شمارم. اى ابراهيم بگو كه: چون پيغمبر از دنيا رحلت كرد، خليفه تعيين كرد يا نه؟ ابراهيم گفت: نكرد. حسنيّه گفت: در اين عمل پيغمبر بر خطا بود يا بر صواب، و كسانى كه تعيين كردند بر صواب بودند يا بر خطا؟ نسبت خطا بر كدام مى دهى: به پيغمبر يا خلفا؟ ابراهيم جواب نداد؛ زيرا اگر نسبت خطا به پيغمبر مى داد، نقصان به دين داشت و اگر به خلفاء بطلان مذهب خود مى كرد و از هارون نيز خوف داشت. لهذا متفكر ماند و عجز وى بر خلايق ظاهر شد و همه به يكباره بخنديدند و بر وى ملامت كردند كه از كنيزكى عاجز ماند. انتهى.
مؤلف كتاب تفصيلى ديگر. در باب بعضى عقايد مختلفه ما بين شيعه و سنى هم به طريق مباحث ذكر مى كند و در همه جا ظفر ملتزم ران و ركاب حسنيه است؛ تا بالأخره كه هارون از تقريرات وى متقاعد شده از آن روز ديگر قصد ايذاى سادات نكرد و بنابر شرطى كه فيمابين رفته بود، صدهزار دينار به وى داد و خواجه وى را نيز خلعت بخشيده، كنيزك را به وى رد كرد و در خلوت حسنيه را ملاقات كرده، وى را نصيحت فرمود تا از بغداد بيرون رود؛ مبادا صدمه اى از مخالفين به وى برسد.
بالجمله، حسنيه با فيروزى از مجلس بيرون آمد و علاوه بر عطيه هارون، اعيان دولت و اركان حضرت نيز وى را هدايا فرستادند و بخششها نمودند. ابراهيم نظام از كرسى زرين به زير آمده، با ابويوسف و شافعى و ساير اعداى مذهب شيعه خجلت