شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤٧٢
چه مؤلف سه بار از امام فخر رازى و كتاب تفسير او و اهميت مقامش در ميان اصحاب امام شافعى در رديف ابوبكر باقلانى و سهل صعلوكى و امام الحرمين جوينى و حجة الاسلام غزّالى و راغب اصفهانى به شكلى نام مى برد كه مسلم مى شود كه در حين تأليف تبصرة العوام شهرت امام فخر رازى عالمگير شده بوده و پيروان شافعى او را از جهت مقام علمى و استادى در سلك بزرگانى، مثل باقلانى و غزّالى و جوينى و راغب مى آورده و ديگران نيز او را در همين پايه مى دانسته اند. و اين حال اگر هم فرض كنيم كه در حيات امام فخر بوده، لابد در قسمت اخير عمر او صورت گرفته، نه در اوايل كار و ايام شباب او؛ يعنى بعد از تاريخ ۵۸۰.
۳. در صفحه ۱۰۱، در باب لعنت فرستادن اهل سنت بر خاندان رسول مؤلف گويد:
«خوارزم و رى، هزار ماه، هر روز هزار دينار زر سرخ مى دادند و هرگز لعنت نكردند و اهل اسفراين و اصفهان، برين پنجاه ماه زيارت بكردند و چون ظاهر نتوانستند كردن در اصفهان بعداز بانگ نماز گفتندى هوهو و آن مناره هوهو را در زمان عبداللّطيف خجندى خراب كردند».
عبداللّطيف خجندى، يكى از افراد خاندان بسيار مشهور خجنديان است كه در اصفهان رياست شعبه شافعيه را داشتند و در اين شهر صاحب رياست و دستگاه امارت بودند و با رؤساى حنفيه اصفهان، يعنى خاندان صاعدى، بر سر رياست و در تشويق اهل علم و ادب و اصطناع شعراء رقابت مى كردند.
از اين خاندان دو نفر به نام عبداللّطيف مشهورند: يكى عبداللطيف بن محمد بن ثابت بن حسن خجندى كه در اصفهان رياستى عظيم داشت و به سال ۵۲۳ به دست اسماعيليه كشته شد (ابن الاثير وقايع سال ۵۲۳، و حواشى لباب الالباب، ج ۱، ص ۳۵۴ به قلم آقاى ميرزا محمد خان قزوينى)؛ ديگرى خواجه ابوالقاسم صدرالدين عبداللّطيف بن محمد بن عبداللّطيف بن محمد بن ثابت بن حسن