شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٢٠٤
مشابه به كار گرفت، و به تَبَع در شيوه نگرش به آثار كهن و ارائه دو باره آنها طرحى نو در انداخت؟
اهل تحقيق و آنهاكه از سرگذشت اندوهبار كتب در تصاريف زمان و بى عاطفگيهاى زور و شمشير آگاه اند، نيك مى دانند كه معارف فرهنگى اين سرزمين چگونه در غربت تاريخ رنجِ آوارگى را برخود هموار كرده و كتابها چه سان از برابر نايره هاى خشونت، سوراخ به سوراخ مى گريخته و بسيارى را نيز درين داروگير، نيستى به كام دركشيده است. اين است كه امروز شمار كتابهايى كه تنها نامى از آنها در آثار بر جاى مانده به دست ما رسيده، كم نيست و فزون تر از آن آثارى است كه به كلّى از آن بى خبريم.
درين ميان، آثار پرحجم كه يا حفظ آن بين الدّفتين ميسّر نبوده يا به دلايل ديگر شامل چندين مجلّد مى شده، خود سرگذشتى ديگر دارد و ماجرايى جداگانه كه اينك مجال پرداختن بدان نيست: «وين زمان بگذار تا وقت دگر». و كم اند دستنوشته هاى كهنى فى المثل از: شاهنامه فردوسى، ترجمه تفسير طبرى، ديوان كبير شمس و... كه تمامت مجلّدات آن سراز تصاريف زمان به سلامت برده باشد. تفسير روض الجنان و روح الجَنان ابوالفتوح رازى نيشابورى الاصل نيز از همين زمره است. ما در فرصتى ديگر و با تفصيلى در خور به سرگذشت دستنوشته هاى تفسير مذكور خواهيم پرداخت، ليكن ذكر اين نكته را هرچند به مثابه يك امر بديهى، بى جا نمى دانيم كه قديم ترين دستنويس كاملى كه تاكنون شناخته ايم، ميان سالهاى ۹۴۷ تا ۹۴۹ كتابت شده و چندين نسخه عزيز و گرانسنگ ديگر، كه به سالهاى ميان ۵۵۶ ق و ۱۳۰۷ تا ۱۳۰۹ ش متعلق است [١] ، اغلب وبه ويژه نسخه هاى متأخر، هم