شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٠٧
اين بيان بسيار صحيح و درست است. پس اين قبيل كتب دينى باستانى، نظر به آنچه گفته شد، مصداق اين شعر فارسى است:
{۰ حريف مجلس ما خود هميشه دل مى بردعلى الخصوص كه پيرايه برو بستند ۰}
و لنعم ما قيل بالعربيّة:
{۰ ما كنت أسلو وكان الورد منفرداًفكيف أسلو و عند الورد ريحان ۰}
چون غرض اصلى در نشر اين اثر، همانا به جنبه تفسيرى و جهت دينى محض متعلّق است، بيان اين فائده تبعى فرعى بيشتر از اين نمى پردازيم و به همين اشارت اكتفاء مى كنيم، ليكن همين قدر در عظمت اين غرض بس است كه اگر اين كتاب شريف مربوط به قرآن مجيد نمى بود و عارى از جنبه دينى و جهت معنوى مى گريد، از نقطه نظر ادبى و جنبه زبان و فرهنگ فارسى بايستى طبع و نشر بشود؛ زيرا همان مقام اهميّت و ارزش را كه تفسير شريف ابوالفتوح از اين جنبه دارد، همان جنبه را اين تفسير نيز دارد و بديهى است كه اگر در اين قبيل آثار، كه از متون مهمّه باستانى است، بگوييم كه: پايه ها و ستونهاى كاخ ادبيات فارسى به شمار مى رود، دروغ و گزاف نگفته ايم؛ بلكه درست و صحيح مى باشد؛ چنان كه فردوسى نسبت به شاهنامه اش گفته:
{۰ پى افكندم از نظم كاخى بلندكه از باد و باران نيابد گزند ۰}
و مرحوم خلد آشيان حاجى سيد نصراللّه تقوى، در مقام تعبير از مدح اين قبيل آثار مى گفت كه: «اين كتب هسته زبان فارسى است». پس بهتر آن است كه ما نيز به همان عبارت وى اكتفاء كرده و بگوييم كه: در مدح اين قبيل آثار باستانى، كه اسطقس و هسته زبان فارسى است، حاجتى به اطناب و اسهاب نيست؛ زيرا چيزى كه مقامش اين باشد، مشمول اين بيت خواهد بود:
{۰ آفتاب آمد دليل آفتابگر دليلت بايد از وى رخ متاب ۰}
{۰ و ليس يصحّ فى الافهام شى ءاذا احتاج النهار الى دليل ۰}