شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٦٦
گمان مى رود كه «ابوالمحاسن حسين جرجانى» معروف و مشهور به گازر بوده و اين دو عنوان بر يك معنون و اين دو اسم بر يك مسمّا اطلاق مى شده است و اگر چه وجه تسميه وى را به اين عنوان، يعنى «گازر»، نمى دانيم كه چه بوده است، ليكن چون به اين عنوان در كتب و در همين تفسير نيز، چنان كه در غالب نسخ به نظر مى رسد، معرّفى شده است و از طرفى نيز نظير اين اطلاق، يعنى اطلاق نسبت پيشه ورى يا صنعتگرى بر علماء نيز فراوان بوده است از قبيل «فتّال» و «سكّاكى» و «حمّصى» و غير ذلك، پس اتحاد اين دو عنوان و صدق آن دو بر يك معنون اشكالى نخواهد داشت.
اما اينكه گفته: «در اين قسمت تفسير كه به نام گازر است، لغاتى ديده مى شود كه در خراسان مصطلح است»، جوابش آن است كه قويّاً محتمل است كه عين اين لغات مأخوذ از تفسير ابوالفتوح باشد؛ زيرا، چنان كه عن قريب به طور تفصيل ذكر خواهد شد كه اين تفسير از تفسير ابوالفتوح مأخوذ است و چون فاضل مذكور جاى لغات را نشان نداده تا تحقيق شود، نمى توان به ضرس قاطع در اين باب حكمى كرد، ليكن اگر امر داير باشد كه به امثال اين استظهارات استناد شود، بايد گفت كه نويسنده اين كتاب رازى بوده است؛ براى آنكه اگر دو لغت يا سه لغت محلّى خراسانى در آن ديده شود، صدها لغت محلّى مخصوص به استعمال در شهر رى در آن به كار رفته است؛ زيرا آن تفسير ملخّص تفسير ابوالفتوح است، به عين عبارات در غالب موارد؛ چنان كه اين مطلب به طور مبسوط بيان خواهد شد، ان شاءاللّه تعالى.
آنچه تا كنون در باب معرّفى تفسير حاضر و مؤلف آن ياد شد، كافى است. اينك رشته تحقيق را عوض كرده و به مطالب مهم ترى، كه معرفت آنها براى خوانندگان اين كتاب لازم تر است، مى پردازيم و بى مناسبت نيست كه در اينجا به بيت معروف «نظيرى» كه، در حكم مثل ساير مى باشد، تمثّل شود: