شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٥٢
كشف اللثام است. صاحب جواهر مى داند كه رياض دست همه است و همه مى دانند كه از رياض گرفته است و اين چيزى نيست كه كسى بتواند اخفاء كند. البته اگر با تذكّر يا آدرس نقل مى كردند، خيلى بهتر بود.
و اينكه يك مطلب علمى را كه از استاد يا كس ديگر فرا گرفته، بدون نام او نقل كند، اين را خيلى از علماء انجام مى دهند و كار بد و زننده اى نيست؛ به خصوص در درسها، هر عالمى قسمت از مطالبى كه در ذهنش هست، از اساتيدش گرفته است؛ مثلاً آيه اللّه بروجردى رحمه الله ساخته شده از پنجاه شصت سال درس خواندن و مطالعه كتابها است. و واضح است كه قسمت زيادى از آنچه مى گويد از اساتيد و سابقين استفاده كرده است و هيچ كس نمى گويد لازم است كه با ذكر هر مطلب نام استادى از اساتيد خود را ببرد.
پس از آن سه قسمى كه گفتيم، قسم اول كه عالمى كتاب ديگرى را به نام خود كند، اين را در بين علماى شيعه نداريم. و در قسم سوم هم اينكه مطلب علمى ديگرى را به عنوان ابتكار خود بياورد، اين را هم نداريم.
و امّا تلخيص و استفاده از كتاب ديگران و نقل مطالب بدون آدرس دادن در سابق اصلاً قبيح نبوده است؛ مثلاً عبارات تفسير صافى عين تفسير بيضاوى است. صاحب صافى اگر تذكّر هم نداده باشد، اشكالى ندارد؛ زيرا تفسير بيضاوى دست همه بوده و همه متوجّه مى شدند كه عبارات از بيضاوى است و چيزى نبود كه صاحب صافى بخواهد مخفى كند.
تذكّر ديگر اينكه كسى كه اين اشكال را مى كند، بايد همه كتاب را مطالعه و مرور كرده باشد تا بتواند به طور قطع بگويد نام مآخذ را نبرده است؛ چون ممكن است در جايى تذكر داده باشد و اين را مستشكل نديده باشد.
امّا مصحّح اين تفسير كه اين اشكال را كرده، تمام تفسير را ديده است و مؤلف در هيچ جاى آن نام ابوالفتوح را نبرده است.