شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤٣٤
مسلّم است كه هم هارون در داستان هزار و يك شب و هم هارون در داستان حسنيه، شخصيّت داستانى اند و با هارون واقعى تفاوت فاحش دارند؛ اما نكته اين است كه از همين تصوير هارون به شكل آدمى كه باطنا شيعه است يا خيلى متشيّع و متمايل به اهل بيت و شيعيان، بر مى آيد كه نويسنده، داستان را از الگوى هزار و يك شب ساخته؛ چرا كه در هزار و يك شب هارون يك چهره بر روى هم محبوب است (مثل شاه عباس در داستانهاى عصر صفوى)، وگرنه ابوالفتوح يا ابراهيم استرآبادى مى دانسته اند كه هارون در هر گوشه و كنار به دنبال علويان بود تا شكارشان كند و از بين ببرد. كيست و كدام شيعه است كه شهادت جان سوز موسى بن جعفر عليه السلام را در زندان و زنجير هارون فراموش كرده باشد و آن گاه چنين تصور و تصوير كند كه گويا هارون و دوستدار خاندان و شيعيان است و خود تقيه مى كند و ميان مخالفان گير كرده! مبادا خواننده تصوّر كند كه من از ديد يك شيعه امروزى به هارون مى نگرم؛ شيعيان معاصر او نيز همين ديد را داشته اند. دعبل شاعر شيعى معاصر هارون و مأمون گويد:
۰ قبران فى طوس خير الناس كلهمو قبر شرهم هذا من العبر ۰
۰ ما ينفع الرجس من قرب الزكى و لاعلى الزكى بقرب الرجس من ضرر [١] ۰
كه در اين شهر هارون را به بدترين همه مردم معرفى كرده و نعشش را رجس ناميده است.
در آغاز داستانِ حسنيه، هارون مخالف شيعه است و ظاهرا بر اثر بحث حسنيه تحول عقيدتى و روحى پيدا مى كند:
«هارون گفت: اى حسنيه چه مذهب دارى و كدام دين؟ [حسنيه ]گفت: بر طريق دين مبين حضرت محمد صلى الله عليه و آله وسلم و اهل بيت او. هارون گفت: اى حسنيه! خليفه و وصى، كه بود؟ حسنيه گفت: اى خليفه! زمان بفرما تا علما را حاضر كنند تا آنچه