شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤٢٨
خود به خود مطلب را مؤثرتر و جاذب تر و طعنه آميزتر مى سازد. [١] سيّد رضى الدين بن طاووس [٢] نيز كتاب طرائف را در همين مايه نوشته: از زبان عبدالحميد ذمى احقّيت اثناعشريه را اثبات مى نمايد. رضى الدين در اين رساله خود را عبدالمحمود الذمى ناميده، و حتى بعضى علماء به اشتباه افتاده، اين نام مستعار را واقعى پنداشته اند. [٣] سيد جمال الدين بن طاووس هم در كتاب عين العبرة فى غبن العترة، از باب تقيه خود را عبداللّه بن اسماعيل مكاتب ناميده است. [٤]
آنچه تا اين جا معلوم شد ردّ انتساب حسنيه به ابوالفتوح است و نيز اينكه عالمان شيعه به دلايلى از اسامى مستعار در كتب خود استفاده مى كرده اند و رواياتى داستان گونه، كه محتوى يك مضمون دينى به ويژه بحث و مناظره باشد، ترتيب مى داده اند. اكنون ببينيم ابراهيم استرآبادى داستان حسنيه را از كجا آورده، كه به ابوالفتوح منسوب داشته. اگر به فرض بسيار بعيد، روايت از ابوالفتوح هم باشد، چون مستند به تاريخ نيست، خود ابوالفتوح اين حكايت را از كجا آورده است. [٥]
اگر به كتاب هزار و يك شب رجوع كنيم بسيارى داستانهاى مربوط به هارون الرشيد در آن يافت مى شود؛ از جمله در شب چهار صد و سى و سوم تا شب چهارصد و پنجاه و هشتم، شهرزاد حكايت «كنيز بى نظير» را براى پادشاه مى گويد