شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٦٠
خلاصه اينكه ايشان در عين اينكه از بعضى تفاسير جديد انتقاد نموده، امّا از بعضى هم تقريباً تمجيد كرده است.
تفسير طنطاوى (جواهر) خيلى از علوم روز مطلع بوده ودر تفسير، خيلى از اين علوم استفاده نموده است و در بعضى موارد انصافاً جاذب و جالب سخن گفته است.
مسئله ديگر كه آقاى شعرانى دنبال كرده اند، ناسخ و منسوخ است. در مسئله نسخ چند قول داريم:
۱. اصلاً نسخى در قرآن نداريم؛
۲. ناسخ و منسوخ در قرآن فراوان و در حدود دويست سيصد آيه است كه دويست سيصد آيه ديگر را نسخ كرده است؛
۳. عدد ناسخ و منسوخ خيلى كم است. ايشان مى فرمايد: منكر نسخ نيستيم، ولى زياد هم نيست. ظاهراً علامه طباطبايى رحمه اللههم همين نظر را داشته كه ناسخ و منسوخ چند آيه بيشتر نيست.
نكته اى كه بايد توجّه داشته باشيم اينكه اصطلاح نسخ در روايات غير از قرآن است. گاهى عام و خاص يا مطلق و مقيّد را هم امام عليه السلام، به عنوان ناسخ و منسوخ ياد فرموده است.
علامه طباطبايى رحمه الله در تفسيرش بحث نسخ را مفصّل عنوان كرده است و نيز جناب آقاى معرفت در التمهيد لعلوم القرآن، بحث نسخ را مفصّل دنبال كرده است و آمار خوبى ارائه داده اند.
علامه شعرانى عالم جامعى بودند و حرف هاى مفيد زياد دارند. بر وافى ـ شرح اصول كافى ـ تفاسير حواشى دارند. در آخر جلد دوم اين تفسير چند حاشيه راجع به بحث متعه دارند، مى فرمايند: اهل سنّت بيش از حد در اين مسئله بحث و اعتراض مى كنند و علّت اصرار آنان در ردّ و تضعيف آن واضح نيست. چون مسائل مختلفٌ