شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٥٨
نوشته شود تا توهّم نشود از حروف آن چيزى كم شده است.
نمونه ديگر: الف بعد از «واو» مفرد، كه در كتابت معروف بى الف مى نويسند و در بسيارى از مواضع قرآن با الف است: يتلوا ـ يدعوا. و در «واو» جمع با الف مى نويسيم؛ ولى خيلى جمعهاى قرآن الف ندارد: باؤو، جاؤو، تبوّؤو.
مثال ديگر: «أصحاب الأيكة» كه در قرآن به اين صورت نوشته مى شود: اصحاب لئيكة.
و نيز كلمه «شى ء» كه در قرآن «شأى» است و ما بايد دقيقاً همان طور بنويسيم.
تاى تأنيت در كتابت معروف به صورت «ة» است؛ اما در بعضى مواضع قرآن به صورت «ت» نوشته مى شود: سنّت ـ امرأت.
كلمه «جزاءه»، در قرآن به صورت هاى مختلف آمده است: جزاؤ ـ جزؤ.
كلماتى كه موافق رسم الخط آن عهد بود و در رسم الخط ما تغيير كرد: صلوة، زكوة... را سابق با «واو» و امروز با الف مى نويسند: صلاة، زكاة...».
اين تذكّر بسيار خوبى است كه انسان خود را مقيّد بداند حتّى يك حرف را هم كم و زياد نكند؛ هر چند در معنا اثر ندارد.
مطلب مهمّ ديگر: بعد از چاپ جلد اول اين تفسير، سؤالات زيادى مطرح شد؛ از جمله اينكه: چرا در مقدمه جلد اول از تفاسير جديد، مثل «المنار»، «طنطاوى» اسم نبرديد؟ آيا به اين تفاسير بى عقيده بوديد؟
ايشان در يكى از مقدمه ها در جلد دوم با عنوان «تفاسير جديد»، مى فرمايد: با تفاسير جديد بد نيستيم؛ خيلى جاها خوب از عهده برآمدند، امّا سنّى هستند و در بحث امامت ممكن است حرف هايى داشته باشند كه قبول نداريم.
تفاسير جديد دو دسته اند: يك دسته از آنها، تفاسير غربزده و روشنفكر هستند كه مى خواهند در همه چيز تصرّف بكنند.
و اين مطلب مهمّى است كه بايد در تفاسير جديد بررسى شود. بعضى از