شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٨٦
۲. نظر به قرائن جلّيه و امارات روشنى كه پيش قدماء از قبيل شيخ ابوالفتوح رازى بوده، جماعتى از مشايخ صوفيّه كه امروز، ما ايشان را مخالف شيعه و مذاق ايشان را دور از مذاق آنان مى دانيم، تشيّع آن جماعت ثابت بوده است. بنابراين نقل از ايشان، نقل از شيعه بوده است. دليل جلىّ بر اين مطلب، كلام شيخ عبدالجليل رازى است در كتاب نقض ضمن ذكر مشاهير شيعه از هر طبقه (ص ۱۹۷):
جماعتى از صوفيان كه شيعى بوده اند
«و اما زهّاد و عبّاد و اهل اشارات و اهل موعظت، همه على مذهب بوده اند و مذهب صالح گفته اند و از جبر و تشبيه تبرّى كرده اند؛ چون عمرو عبيد و واصل عطاء و حسن بصرى و شيخ ابوبكر شبلى و جنيد و شيخ روزگار بايزيد بسطامى و بوسعيد بوالخير، و شيعه درين جماعت ظنّ نيكو دارند؛ از بهر آنكه عدلى و معتقد بوده اند و جماعتى از آن طايفه كه بى شبهت، شيعى مذهب و اصولى و معتقد بوده اند، معروف كرخى است و يحيى معاذ رازى و طاووس اليمانى و بهلول مجنون و مالك دينار و منصور عمّار تا در حكايت آمده است كه همان شب كه منصور عمّار را به خاك سپردند، يكى از مريدانش او را به خواب ديد كه در قصور جنّات طواف مى كرد با زينت تمام. پرسيد كه يا منصور! حور و قصور و نور به چه يافتى؟ قال: بصلوة اللّيل و حبّ علىّ بن أبى طالب و غير اين جماعت كه به ذكر اسامى همه كتاب مطوّل شود».
۳. آنكه شيخ ابوالفتوح خودش در بعضى موارد اشاره كرده است كه بعضى حكايات منقوله از متصوّفه، چندان پايه و مايه ندارد؛ بلكه از قبيل مؤيّدات ذكر مى شود؛ مانند آنكه در تفسير سوره مائده، ضمن كلمات خود در ذيل اين جزء «فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ» از آيه سوّم سوره نامبرده، بعد از نقل حكايتى از حكايات الصّالحين، گفته (چاپ اول، ج ۲، ص ۱۰۰، س ۱۶): «و اين حكايت اگر چه لايق نيست، براى آن آوردم تا بدانى كه پرده بر احوال خود پوشيدن