شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٧٢
و نظير اين بيانات بكلّه شديدتر و سخت تر از اينهاست، آنچه محدث نورى رحمه اللهدر خاتمه مستدرك نسبت به كسى كه شبيه اين معامله را با كتاب حديقة الشيعه محقق اردبيلى كرده است، گفته و در آنجا تصريح كرده كه اين عمل سرقت و دزدى است و به لحن بسيار تندى به مرتكب اين خيانت حمله كرده و اهانت نموده است (رجوع شود به ثالث مستدرك، ص ۳۹۴) و چون نگارنده بيانات اين عالم را در اين موضوع در كتاب فيض الاله فى ترجمة القاضى نوراللّه درج كرده است (ص ۶۵ ـ ۶۴)، در اينجا از نقل آن خوددارى مى كند.
و بالاتر از اين را سيّد عليخان مدنى رحمه الله در رياض السالكين نسبت به كسى كه مطالب كتاب وى را فرا گرفته و به خود نسبت داده است، به جا آورده و حتّى در آنجا اهانت و استخفاف بسيار در حق وى معمول داشته و كار را به جايى رسانده كه وى را مخاطب داشته و به اين بيت درباره او تمثّل جسته است:
{۰ أمطمعة الايتام من كدّ فرجهالك الويل لاتزنى و لا تتصدّق ۰}
قاضى نوراللّه شوشترى رحمه الله در خاتمه مجالس المؤمنين، ضمن وصاياى خود به خوانندگان كتابش چنين گفته:
«ديگر آنكه، چنانچه دأب بعضى از قاصران است، جهت آنكه به آسانى كتابى به نام خود سازند، به انتخاب و اختصار آن نپردازند و از غضب پروردگار و امام روزگار كه اين كتاب به نام نامى و اسم سامى او تأليف يافته، محترز باشند».
بارى، از اين كار ذهن خواننده، اگر چه در وهله اولى بسيار مشمئزّ مى باشد، وليكن نظر به اينكه طبق دستور پيشوايان دين كه «احمل فعل اخيك المسلم على محمله الصحيح» مخصوصاً درباره علماء و دانشمندان روحانى كه ساحت زهد و قدس و تقوا و عفّتشان از قبول امثال نسبت خودخواهى و شهرت منزّه است، چنان كه گفته اند:
{۰ دامان خرابات نشينان همه پاك استتر دامنى ماست كه تا دامن خاك است ۰}