شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٦٢
نوشتيم كه مؤلّف چگونه خود را معرّفى كرده و ابداً در آنجا نامى از سيادت و نسب خود نبرده؛ در صورتى كه در آن عصر حتّى در همين روزگار هم سيدى را سراغ نداريم كه كتابى آن هم دينى تأليف كرده و از سيادت خود نام نبرده باشد. پس قطعاً مؤلّف جلاء الاذهان سيّد نبوده و تفسير سيّد گازر غير از آن است، والاّ به سيادت و انتساب خود به پيغمبر صلى الله عليه و آله تصريح مى كرد.
ثالثاً، در اين قسمت تفسير كه به نام گازر است، لغاتى است كه در خراسان مصطلح است؛ مثل داش كوره گران كه به معنى كوره آنهاست و هنوز هم در آنجا داش مى گويند و آقاى ملك پشت نسخه خود نوشته اند: از لفظ داش و كلمات ديگرى كه در خراسان معمول است و در اين كتاب مى باشد، معلوم مى شود كه مؤلّف خراسانى بوده است. بنابراين و تصريح مؤلّف جلاء الاذهانبه اينكه جرجانى است نيز معلوم مى شود كه دو كتاب است و يكى نيست.
پس از همه اين مقدمات فقط احتمالى كه مى دهيم اين است كه تفسير جلاء الاذهان را ابوالمحاسن موفق به اتمام آن نشده و سيّد گازر آن را به سبكى كه نزديك به آن است، ولى با اختلافاتى كه بعضى از آنها را تذكر داديم، تأليف كرده و معلوم مى شود كه ابوالمحاسن بنا داشته اين تفسير خود را در چهار مجلّد تأليف كند و دو مجلّد آن را موفّق شده و سيّد گازر دو مجلّد ديگر آن را تأليف كرده اند و در اين قسمت اين تفسير چون تفسير جلالين است. بنابراين دو جلد از اين كتاب را، كه در اين كتابخانه يافته ام، پشت سر يكديگر ذيلاً مى نگارم.
كهنه ترين نسخه اى كه به نظر رسيده، مجلّد چهارم و متعلّق به آقاى بهار است كه در سنه ۹۸۴ نوشته شده.
آغاز: بسمله؛ سپاس و ثنا و حمد بى منتها مرخدايى را كه اين هفت ايوان معلّق ـ الخ.
انجام: از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه گفت: چون «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ