شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٥٢
الدين در ذيل اسم مؤلف نام اين تفسير روض الجنان و روح الجنان و نام شرح شهاب روح الالباب و روح الالباب است. و نيز امل الآمل در ذيل كنيه ابوالفتوح از ابن شهر آشوب نقل نموده كه نام تفسير ايشان روح الجنان و روح الجنان مى باشد. مؤلف منتهى المقال در ذيل ابوالفتوح رازى خزاعى، تفسير را بدين نام اخير ناميده و ذيل اسم مؤلف عين عبارتى كه امل الآمل نقل از منتجب الدين كرده اند، نقل نموده، بدون اينكه اشاره به امل يا منتجب كنند. كشف الحجب و الأستار نيز اسم اين دو كتاب را، چنان كه منتجب الدين نوشته اند، ضبط كرده است.
مؤلف پس از حمد و ثنا، بيان نموده كه تفسير كردن قرآن كريم، يكى از مواهب الهيه است و مفسر بايستى از علوم ادبيه، چون: لغت و نحو و صرف و معانى و بيان و شعر، مستحضر باشد تا بتواند معانى و مقاصد قرآن را بفهمد، و ناچار است كه در علم كلام و حكمت متبحر باشد تا تأويل آيات متشابه را بر وفق اصول بتواند كرد، و نيز فقه مى خواهد تا به آيات احكام كه مى رسد وجه استدلال آن بر مذهب صحيح بداند و اين معنى تمام نشود تا عالم به اصول فقه نيز نباشد كه بناى فقه بر آن و ادلّه فقيه مستخرج از آن است و بايستى شأن نزول آيات و اينكه هر يك در كجا و چه مورد نازل شده بداند و ناسخ را از منسوخ تميز دهد و از تاريخ بهره مند باشد تا هر جا كه آيات متضمن مطالب تاريخى است، به اندازه اى كه مناسب مقام باشد، در بسط و شرح آن نماند و الا چون از بهرى از اين علوم بى بهره باشد و چون در آيه اى بدان رسد، مطالب را واگذارد و بگذرد و يا چيزى به غلط و اشتباه گويد، خويشتن را شرمنده و رسوا كرده است.
پيش از شروع تفسير، هفت فصل به فارسى در مطالب ذيل نگاشته اند:
فصل اول: در اقسام معانى قرآن و بيان و تفسير او كه بر چند وجه است؛ فصل دوم: در اينكه آيات قرآن از اين شش قسم خارج نيست و معانى هر يك از محكم، متشابه، ناسخ، منسوخ، خاص و عام؛ فصل سوم: در نامهاى قرآن و معانى آن؛ فصل