شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤٦٥
احساس خستگى خوانندگان در مطالعه به صورت «رمان» درآيد، هيچ گونه اشكالى نخواهد داشت.
انگيزه نگارش اين كتاب
با اينكه مذهب شيعه، مجهز به ادله قطعى و براهين محكم عقلى و نقلى است و همواره علماى بزرگ آن، در هر عصرى با كمال آمادگى، شبهات و لاطائلات هجوگويانى كه ناجوانمردانه به اين مذهب مى تاختند، پاسخ مستدل مى دادند و بحمداللّه در اين عصر نيز، علامه امينيها، سيد محسن امينها، طباطباييها، سلطان الواعظينها و... با كتابهاى علمى خود دور از تعصب، حجت را بر مردم تمام كرده و مى كنند، باز افرادى چون مردوخ كردستانى شافعى جزوه هايى بر ضد شيعه منتشر مى كند؛ تا آنجا كه در رساله اخير خود (حل اختلاف و توضيح تسيد) در صفحه ۵۸ مى نويسد:
«هر كس يك مرتبه اين رساله را با دقت بخواند و باز بگويد: من شيعه هستم، از دو حال خارج نيست: يا بى شرم و بى پروا است كه پشت پا بر فلك و دير و مصلاّ زده، با خدا و پيغمبر و على و اجماع و عقل مخالفت مى كند و يا فطرتا كودن و نفهم است و حسن تعقل و تشخيص ندارد».
زهى بى انصافى!! زهى بى باكى و بى ادبى! اينك انگيزه نگارش رساله حسنيه و رساله يوحناى ذمى در جست وجوى حقيقت به قلم روز، روشن مى شود. اين لاطائلات و سخنان بيهوده از علماى متعصب غير شيعه هميشه بوده؛ لاطائلاتى كه پنبه همه آنها را يك بانوى شيعى از شاگردان امام صادق عليه السلام در مجلس عظيم هارون در حضور علماى بزرگ اهل تسنن، زده و يك نفر مسيحى دور از تعصب با تحقيقات دامنه دار و دقيق خود، بى اساسى آن لاطائلات را مجسم كرده است.