شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٤٤٤
بنامند، غير از اين است كه ركن ركينى از اركان هدايت باشد؟!!
نكته مهم اينجاست كه تصدّى مقام خلافت بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله بايد به دست كسى باشد كه همانند خود پيامبر از جانب خداوند عزّوجلّ انتخاب شده باشد؛ چرا كه اين مقام خطير به دست نااهلان بيفتد، اسلام را از شاهراه حقيقى آن خارج كرده و به بيراهه ضلالت مى كشانند.
لكن بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم اين امّت به روش گذشتگان خويش باز گشتند: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِيْن مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ...» (آل عمران ۳: ۱۴۴)
آرى، اين امّت به جز تعداد اندكى از آنان تمام آنچه را كه پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم در طول ۲۳ سال به آنها آموخته بود، به دست فراموشى سپردند. شقاوت و هواهاى نفسانى بر آنها غلبه كرد و گرفتار در دام شياطين زمان شدند. با تشكيل سقيفه ضلالت حقوق عترت هدايت را غصب كردند و به آل بيت رسول گرامى اسلام ظلمها روا داشتند. قدر قرآن و عترتى را كه پيامبر بارها و بارها بدان سفارشها مى نمودند، ندانستند. عترت را منزوى و خانه نشين نموده و قرآن را كه به تنهايى كتاب مكتوب بود، به دلخواه خود تفسير كردند. حقيقت را به اسم حمايت از اسلام و قرآن دگرگون ساختند، بدعتها در دين خدا گذاشتند: «إنّهم ارتدّوا على أدبارهم القهقرى». [١] باب علم پيامبر را بستند و درخت كفر و نفاق را آبيارى نمودند، گمراه شدند و مردم را به گمراهى كشانيدند.
و بالأخره آنچه را كه پيامبر پيش بينى نموده بودند، به وقوع پيوست: «ستفترق اُمّتى على ثلاث وسبعين فرقة، واحدة منها ناجية والباقى فى النّار» كه از ميان اين ۷۳ فرقه، كه همه ادعاى اسلام مى كنند، فقط يك فرقه اهل نجات اند و آن فرقه اى