شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٥٦
و صريح و معقول سخن مى راند كه گويى از مردم دو قرن پيش است، مانند فاضل مقداد و شهيد، نه از مردم عهد صفويه كه چنان جزالت در رأى و وثاقت در حكم و جرئت در ترجيح اقوال از ايشان معهود نيست؛ لذا مى توان اقوال او را در اين مباحث حجّت دانست. [١]
از باب نمونه مى گوييم: در يكى از مسائل كلامى كه اعمال جزء ايمان است يا نه، گروهى مرتكب كباير را كافر مى دانستند و گروهى به منزله بين المنزلتين قائل بودند و شيعه مرتكب كباير را مؤمن مى شمارد، نه كافر.
اين بحث را عنوان كرده است و خيلى صريح استنتاج كرده است كه عمل جزء ايمان نيست؛ چون اگر جزء ايمان باشد با خراب شدن عمل، ايمان هم خراب مى شود. و اين سخن را با همين جزالت در هر جا كه مناسب دانست، تكرار كرده است، و چون به كتب متأخرين بنگريم آيات و روايات بسيار آوردند، مع ذلك از نتيجه گرفتن عاجز ماندند».
مسئله ديگر اينكه: ايمان تقليدى كافى نيست. بايد يقينى باشد. در منهج الصادقين اين حرف در خيلى جاها تكرار شده است.
سبك، همان سبك سابق است و مآخذ و مدارك و مصادرش، همان تفسيرهايى است كه گفتيم و از حيث محتوا محكم و تفسير بسيار خوب و قابل استفاده اى است.
آقاى شعرانى رحمه الله به مناسبتى در جلد اول و جلد دوم، مقدمه اى نوشته كه بايد مطالعه شود؛ چون بسيار مفيد است. مقدمه اى كه در جلد اول نوشته است، با اين عنوان ها مى باشد: