شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٢٨٦
«گفتيم: يا يحيى! كتاب هاگير [١] به قوّتى كه ما داديم تو را». [٢]
«ملك الموت جان او ها گرفت». [٣]
د) استعمال اسم جمع جمع كه در نثر قديم معمول بوده، در تفسير ابوالفتوح نيز ديده مى شود؛ مانندِ: اصحابان «چون خبر به رسول آمد، كس فرستاد و اصحابان را بخواند و با ايشان مشورت كرد». [٤]
مطابقه صفت جمع با موصوف جمع نيز، مانند برخى آثار منظوم و منثور آن زمان، در اين تفسير نيز آمده است:
«فرعون بفرمود تا جماعتى را بر زنان آبستنان بنى اسرائيل گماشتند». [٥]
«پايان» به جاى «پاها»:
«رسول عليه السلام شادمانه شد و بخنديد و مرا به خويشتن نزديك كرد و گفت: اين جا در پايان من بخسب». [٦]
«دستور باش» به جاى «اجازه بده» در موارد بسيار آمده است:
«دستور باش تا گردنش بزنم». [٧]
«اى» به جاى «آيا» در استفهام؛ مانند:
«اى نگيريد پند؟ (= افلا تَتَذكّرون). [٨]
«اى بنه مى شنوند؟ (= اَفلا يَسمعون). [٩]
استعمال «بازان» به جاى «با آن»؛ مانند: «تا آرام گيرد باز آن» در ترجمه «لِتَسْكُنُوا إِلَيْها» . [١٠]