شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٣٠
تفصيل و تاريخ انجام اين كار خير، به قدرى كه حافظ ضعيف يارى مى كند، چنين است: در اواخر سال ۱۳۱۲ ش برابر سنه ۱۳۵۲ ق، كه اين حقير به خدمت وزارت معارف مأمور گرديد، روزى مرحوم مغفور علاّمه اديب حاجى سيّد نصراللّه اخوى المعروف بالتّقوى، كه در آن ايّام شغل رياست ديوان عالى كشور را متصدّى بودند، اين بنده را مخصوصاً به قدوم شريف خود مفتخر ساخته و فرمودند كه: نسخه خطى اى از يك تفسير فارسى كهنسال در كتابخانه سلطنتى ايران موجود است كه از آثار يكى از علماء و مشايخ بزرگ شيعه اماميّه موسوم به شيخ ابوالفتوح رازى مى باشد و آن عالم بزرگوار در قرن ششم هجرى آن را تأليف و تحرير فرموده و از امّهات كتب و اسفار عالم تشيّع و از مفاخر نثر فصيح فارسى از مهمّات ذخاير علم و ثقافت اسلامى است.
مرحوم مظفر الدين شاه قاجار در اواخر سنين سلطنت خود امر به طبع آن فرموده و دو جلد آن به طبع رسيد؛ ولى به واسطه فوت آن مرحوم و حدوث انقلابات از آن زمان تا كنون، همچنان ناقص و ناتمام و در گوشه آن كتابخانه نسياً منسيّاً مانده است و اعقاب آن سلطان بر اتمام آن كار خير اهتمام نكرده اند. اكنون كه به حكم تقدير منصب تصدّى وزارت علوم بر عهده تو است، چه بهتر كه گوى دولت بربايى و كمر بسته و بازو بگشايى و در اتمام اين امر خطير همّت نمايى.
اين سخن در خاطر فاتر اين بنده تأثيرى قاطع كرد كه در حال در صدد انجام طبع آن كتاب سودمند بر آمدم و اتمام آن را كه متضمّن خير و بركت دارين بود، وجهه همّت ساختم. پس از كسب اجازه از سلطان وقت، اوراق منطبعه دو جلد اول و دوم را از كتابخانه سلطنتى به وزارت معارف منتقل كردم و از ممرّ اوقاف مجهول المصرف و برّيّات مطلقه به همّت و جدّيت ميرزا ابوالقاسم فيوضات رئيس اداره اوقاف وقت كه زبده احرار و نخبه ابرار است، سرمايه طبع سه مجلّد باقى را آماده كردم.سپس يكى از افاضل شيراز، كه در آن اوان در خدمت اداره اوقاف بود و بر اين حقير حق تعليم داشت يعنى ميرزا محمد صادق ستوده، به مراقبت در امر چاپ و