شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ١٢٦
محضر پدر بزرگوارم بلند مى خواندم گوش مى داد؛ چون به اين عبارت رسيدم؛ به طورى كه نوشته شده بود خواندم. آن مرحوم فرمود به اين طريق بنويس: « فانّ قصائدى لك فاصطنعنى». من بنده از سرعت انتقال او در تعجب رفتم و دست نگاه داشتم و آن گرامى پدر معظّم فرمود: براى اينكه از ترديد بيرون آيى مراجعه به كتاب درر و غرر نما. اين شعر را در فلان صفحه خواهى يافت.
تفسير تا همين اندازه كه به طبع دولتى رسيده است، كاملاً تصحيح شد. در اين ميانه ركن الدّوله مرحوم گرديد و مرحوم عين الملك، كه بعدها ركن الدوله شد، تفسير را همان ناتمام از مرحوم ملاّ داوود گرفت و به مظفر الدين شاه (طاب ثراه) هديه نمود و شاه مغفور هم همان اندازه مصحّح را امر به طبع فرمود و باقى تفسير به حال عطلت باقى مانده است: دستى از غيب برون آيد و كارى بكند (انتهى)».
نگارنده گويد: در منتخب نفيس از آثار شيخ الرئيس، كه مى توان گفت مجموعه اشعار اوست، آن دو بيت را كه بدايع نگار مرحوم به شيخ الرئيس نسبت داده، به دست نياوردم، ليكن به جاى آن دو بيت، دو بيت ديگر با عنوان ذيل چنين مذكور است (ص ۱۰۴، نسخه چاپى، به سال ۱۳۲۱ ق):
تاريخ اتمام تفسير ابوالفتوح رازى به امر حضرت والا ركن الدّوله فرموده اند:
{۰ اين نسخه كه زيبنده و يكتا آمداز همت بندگان والا آمد ۰}
{۰ تاريخ طراز اين كتاب زيباتفسير ابوالفتوح زيبا آمد ۰}
(۱۳۰۸)
نگارنده گويد: استاد بزرگوار عالى مقدار آقاى سيد حسين موسوى نسل معروف به اديب بجنوردى (مدظلّه) كه ساليان سال با مرحوم بدايع نگار دوست و رفيق و معاشر و مصاحب و هم مباحثه بوده است، نسبت به وى بياناتى اظهار مى كردند كه مفاد آنها اين است كه: بدايع نگار مرحوم، علاوه بر آنكه اديبى هنرور و شاعرى توانا و نويسنده اى زبردست بوده است، بسيار امين و متّقى و صادق القول و ثقه بود؛