تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦
غرض ماست که طرف را چگونه و برای چه هدفی پرورش دهیم . اما علم اخلاق یا فن اخلاق امری تابع غرض ما نیست که بگوئیم اخلاق بالاخره اخلاق است ، حال هر جور که ما بار بیاوریم . نه ، در مفهوم اخلاق نوعی قداست خوابیده است ( که باید ملاک و معیار قداست را به دست آوریم ) . لذا میگوئیم فعل اخلاقی در مقابل فعل طبیعی قرار میگیرد . البته این نکته باید روشن باشد که اینکه میگوئیم " در مقابل فعل طبیعی " این را دو جور میتوان تعبیر کرد . یکی اینکه بگوئیم فعل اخلاقی یعنی فعل ضد طبیعی ، و ما هر فعلی را که بر ضد اقتضای طبیعت باشد فعل اخلاقی مینامیم . نه ، مقصود این نیست که ملاک فعل اخلاقی اینست که بر ضد طبیعت باشد ، و هر کاری را که بر ضد طبیعت باشد کار اخلاقی بنامیم . یک آدم مرتاض به خود رنج میدهد و برخلاف طبعش رفتار میکند ، ولی ما نمیگوئیم که چون او کاری بر ضد طبیعت خود انجام داده فعلش اخلاقی است . این نمیتواند مقیاس باشد و هیچ کس هم چنین حرفی نمیزند . اینکه میگوئیم " غیرطبیعی " مقصود ضد طبیعت نیست . افعال غیرطبیعی یعنی افعال مغایر با افعال طبیعی و نوع دیگری از فعلها غیر از کارهایی که مقتضای طبیعت بشری است و بشر به حکم ساختمان طبیعیاش انجام میدهد . هر کاری که انسان آن را به حکم ساختمان طبیعیاش انجام دهد فعل طبیعی است ، و فعل اخلاقی فعل غیرطبیعی است .