تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٠
خودشان نمیپسندیدند که اسم " متکلم " روی آنها بگذارند . با اهل کلام سر و کار داشته ، یعنی همیشه در توحید و نبوت و معاد و [ به طور کلی ] اصول دین بحث میکرده است ، و در میان شیعه و سنی اتفاق نظر است که یکی از قویترین متکلمین زمان خودش بوده است . چندی پیش به مناسب نگارش کتاب " خدمات متقابل اسلام و ایران " کتاب " تاریخ علم کلام " شبلی نعمان را - که دانشمندی هندی بوده و کتاب جالبی نوشته است - میخواندم ، و بعدها در شرح حال ابوالهذیل علاف نیز که یکی از متکلمین زبردست بوده و ایرانیالاصل است و بسیاری از ایرانیها - و زردشتیهای زیادی - به دست او مسلمان شدهاند دیدم که نوشته : " همه از مباحثه با ابوالهذیل پرهیز داشتند و ابوالهذیل از تنها کسی که پرهیز داشت هشام بن الحکم بود " . غرض ، هشام مرد بسیار قویی بوده است . حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام مخاطبش هشام بن الحکم است که اصلا کارش کار عقلی و فنی است . او را بیشتر مؤمن به تعقل و تفکر میکند ، میفرماید : « یا هشام ! ان الله تبارک و تعالی بشر اهل العقل والفهم فی کتابه » . خدا اهل فهم و عقل را در قرآن بشارت داده : « فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه . . . ». که در آیه شریفه ، خاصیت تجزیه و تحلیل و غربال کردن و خوب و بد را از هم جدا نمودن که اصلا خاصیت عقل همین است [ بیان شده است ] . خاصیت عقل یکی فرا ا گرفتن علم و آموختن است ، که این مهم نیست ، از وقتی که شروع میکند به تجزیه و تحلیل ، وغث و سمین کردن ، و تشخیص