تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥
زشت است ، کوچکتر هم باشد نازیبا است . مثلا به انسان قوه خشم داده شده . این قوه یک حد معینی دارد ، از آن کمتر باشد نازیبا و نامتناسب است ، از آن بیشتر باشد نیز همینطور . منتها صحبت در این است که ما این معیار را از کجا به دست آوریم و حد وسط را چگونه تعیین کنیم ؟ مثلا خشم انسان چقدر باشد حد متوسط است ؟ اینجا دو جور ممکن است جواب دهند . یکی اینکه زیبایی مطلقا قابل تعریف نیست . مگر زیبایی حسی را که انسان احساس میکند با تعریف احساس میکند ؟ ! کسی که جمالی را با زیباییاش درک میکند آیا قبلا برایش تعریف کردهاند که جمال زیبا آن است که چشم اینجور باشد ، ابرو اینجور باشد و . . . ؟ نه ، این یک چیزی است که ذوق او باید آن را درک کند و قبل از آنکه بتواند آن را تعریف کند به سوی آن کشیده شود . این امر برای او یک امر عقلی است . در زیبایی عقلی هم همینطور است .
اصل غائیت مبنای تعیین حد وسط در اخلاق
و به علاوه یک میزان و تعریف هم میشود برای آن به دست داد که حتی یک پله از زیبایی حسی بالاتر باشد ، و آن این است که بنابر اصل غائیت که یک اصل قطعی است ، چون هر قوه و استعدادی برای هدف و غایتی ساخته شده و مجموع هم غایتی کلی دارد ، ما اگر بخواهیم بفهمیم که یک قوه در حد وسط است یا در افراط و یا در تفریط ، باید این جهت را کشف کنیم که این قوه اصلا برای چه آفریده شده ؟ آنچه که برای آن آفریده شده حد وسط است ، بیشتر از آنچه که برای آن آفریده شده به کار افتد افراط است ، کمتر از آن