تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٥
مردم رفتار کن . اما این امر در آن واحد نسبت به یک چیز که نمیشود ،
لابد نسبت به دو چیز است . خودشان توضیح میدهند « فیکون افتقارک الیهم
فی لین کلامک و حسن بشرک » اما آن مرحلهای که باید مانند یک نیازمند
رفتار کنی ، در نرمی سخنت است ، و در حسن سیرت و تواضع و ابتداء به
سلام ، « و یکون استغناءک عنهم فی نزاهة عرضک و بقاء عزک » . و آن
مرحلهای که باید بینیاز باشی و جای تواضع نیست [ در حفظ آبرو و بقای
عزت توست ] . آنجا که پای حیثیت و شرفت در میان است ، آنجا که دیدی
که اگر بخواهی ذرهای نرمش نشان دهی ، عرض و آبرو و عزت خودت را از
دست میدهی ، دیگر جای این نیست که رفتار یک نیازمند را داشته باشی
بلکه باید رفتار یک بیاعتناء و بینیاز را داشته باشی . این تعبیرات ،
تعبیراتی بود که ما تحت عنوان عزت داشتیم .
بعضی تعبیرات تحت عنوان " علو " است ، باز مثل تعبیر خود قرآن :
« و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین »[١] سست نشوید ،
محزون هم نباشید ، اگر مؤمن باشید شما برتر از همه خواهید بود . مسئله
علو و دعوت به آن است .
تعبیر دیگر ، تعبیر قوت و نیرومندی است ، از نوع بازگشت به نفس
است ولی به شکل [ احساس قدرت در خود ] . حدیثی از حضرت امام حسین
خواندیم که « الصدق عز و الکذب عجز » . دروغ گفتن از زبونی است ، آدم
نیرومند هرگز دروغ نمیگوید . این ، متوجه کردن به این نکته است که انسان
باید در خود
[١] سوره آل عمران ، آیه . ١٣٩