تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٥
چهرهای دارد و یک پشت سری . انسان غالبا چهره کار را میبیند ولی پشت
سر کار را نمیبیند ، مگر اینکه از آن کار رد شده باشد ، آن وقت نگاه
میکند ، از پشت سر میبیند . و بسا هست که کاری چهرهاش یک جور است ،
پشت سرش جور دیگر . تدبر به عاقبت اینست که انسان قبل از اینکه کاری
را انجام دهد ، از پشت سر هم آن کار را مطالعه بکند .
جملهای در نهجالبلاغه هست ، امیرالمؤمنین راجع به فتنهها بیان میکنند
که فتنه چهرهاش یک جور است ، پشت سرش جور دیگر . میفرماید : « ان
الفتن اذا اقبلت شبهت و اذا ادبرت نبهت » [١] . همه جملهها یادم
نیست . جملههای عجیبی است که " فتنه " وقتی که پدید میآید ، حکم
غبارهایی را دارد که در فضا پیدا میشود ، یا حکم تاریکی را دارد که در
تاریکی انسان نمیبیند ، دروغها پیدا میشود ، شایعات پیدا میشود ،
هیجانها احساسات زیاد پیدا میشود ، له پیدا میشود ، علیه پیدا میشود .
اصلا آدم درمیماند که چگونه قضاوت بکند ، و واقع میشود در فتنه . ولی
همین که فتنه خوابید و ، مثل این است که ظلمت از بین رفت و غبارها
نشست . آن وقت انسان نگاه میکند ، چیز دیگری میبیند ، میبیند آنچه که
در تاریکی میدید ، غیر از این است که اکنون در روشنائی میبیند . « اذا
اقبلت شبهت و اذا ادبرت نبهت » .
[١] نهجالبلاغه فیضالاسلام ، خطبه . ٩٢