تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢
میدهد که با تکامل موافق باشد ، و خلق و خوی دیگری را که مربوط به شرایط گذشته است ، همان طور که آن شرایط منسوخ شده ، نسخ میکند . و در واقع برای روح زمان یا روح اجتماع آن حالتی را قائل است که دیگران برای خدا قائلاند که میگویند خداوند اخلاق خوب را به انسان الهام میکند . البته هگل قائل به خداست ولی اینجور میگوید که روح جامعه و روح زمان ، خلق خوب را الهام میکند ، و دو تفاوت میان نظر او و نظر سایر طرفداران الهام هست : . ١ او ملهم را روح جامعه و روح زمان میداند و آنها ملهم را خدا و ماوراء طبیعت میدانند . . ٢ آنها ملهم را یک امر ثابت و یکنواخت و مطلق میدانند و او ملهم را یک امر متغیر و نسبی و تابع شرایط زمان میداند که زود به زود نقل میشود . از نظر او الهام کننده ، خودش با تغییرات زمان تغییر میکند و [ الهامات قبلی را ] نسخ مینماید . این فکر از آن افکاری است که روی اروپائیها و در نتیجه روی دنیا زیاد اثر گذاشت ، یعنی پایه معیارهای ثابت را متزلزل کرد . یکی از دوستان میگفت که در یکی از کنفرانسهایی که در خارج دادم اینها را مورد حمله قرار دادم ، گفتم شما فرنگیها یک روزی قائل به روحالقدس بودید و از روح القدس الهام میگرفتید و یک روزی هم از روح زمان الهام میگیرید . بدبختی شما از آن روزی شروع شد که به روح زمان معتقد شدید و همان اهمیت و ارزشی را که برای روحالقدس قائل بودید برای روح زمان قائل شدید ، و در نتیجه تمام اصول و معیارهای ثابت را از دست دادید و فقط به اقتضای زمان توجه کردید که زمان چنین و چنان اقتضاء