تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٥
از جمله دعایی است که در مفاتیح هم نقل شده به نام " مناجات شعبانیه " و در روایتی که آن را نقل کرده ، عبارت این است که امیرالمؤمنین و امامان از اولاد او این دعا را میخواندهاند . دعایی است در سطح ائمه ، یعنی خیلی سطح بالاست . انسان وقتی این دعا را میخواند ، میفهمد که اصلا روح نیایش در اسلام یعنی چه . در آنجا جز عرفان و محبت و عشق به خدا ، جز انقطاع از غیر خدا ( نمیدانم چه تعبیر بکنم ) خلاصه جز سراسر معنویت ، چیز دیگری نیست ، و حتی تعبیراتی است که برای ما تصورش هم خیلی مشکل است : « الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تحزق ابصار القلوب حجب النور سواک فتصل الی معدن العظمة و تصیر ارواحنا معلقة بجز نورک الا بهج فاکون لک عارفا عن سواک منحرفا .» تصور این معانی هم برای ما دشوار است . دعای ابوحمزه نیز همینطور است . همچنین مناجات پانزده گانهای از امام زینالعابدین هست که به مناجات خمسه عشر معروف است و در کتاب مفاتیح هست : مناجات خائفین ، مناجات ذاکرین ، مناجات طالبین . . . به قدری اینها عالی و لطیف و فوقالعاده است که انسان حیرت میکند . در خود نهجالبلاغه در این زمینهها چقدر زیاد است ! قسمتی از آن را که همین الان یادم افتاد برایتان عرض میکنم . در آن جملههای معروفی که امیرالمؤمنین خطاب به کمیل دارند و از اینجا شروع میشود که مردم سه دسته هستند : عالم ربانی ،