تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦
و جمال معنوی هم خود حقیقتی است ، و همین طور که جمالهای حسی ناشی از
تناسب است ، یعنی تناسب یک عامل اساسی در پیدایش زیبائی حسی است ،
تناسب در امور معنوی و روحی نیز عامل جمال و زیبایی روحی است ، و انسان
بالفطره عاشق جمال و زیبایی است . میگویند کار اخلاقی یعنی کار زیبا ، و
زیبایی عقلی ناشی از تناسب است .
اخلاقیون میگویند ریشه همه اخلاقها " عدالت " است [١] و عدالت را
به موزون بودن تفسیر میکنند و آنگاه اخلاق فاضله را حد وسط قرار میدهند ،
یعنی اخلاق موزون . همینطور که اگر انسانی از دو چشمش یکی درشت و یکی
ریز باشد طبعا بدگل است ولی اگر هر دو مثل هم باشند البته زیباتر است ،
و به طور کلی در زیبایی بدن انسان در هر عضو یک نسبت و فرمول مخصوص
هست که اگر چه قابل تعریف نیست ولی قدر مسلم اینست که این نسبت به
کار رفته است ، در خصایص روحی و معنوی انسان هم اگر این تناسب به کار
برود یک نوع زیبایی به وجود میآید . مثلا انسان خوب است درشتخو باشد یا
نرمخو ؟ یک حالت حد وسطی میان درشتی و نرمی هست که نه انسان آنچنان
درشتخو باشد که دیگران رنج ببرند ، و نه آنچنان نرمخو که او را به تمسخر
| درشتی و نرمی به هم در به است |
| چور گزن که جراح و مرهم نه است |
[١] در " جامعالسعادات " بحثی هست در این مورد .