تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥
دیگر ضعیف است ، و قوی صد درصد مطمئن است که ضعیف نمیتواند کاری کند ، هیچ نیرو و عاملی نمیتواند قوی را دعوت به اخلاق کند . آقای نیکسون وقتی در مقابل برژنف قرار میگیرد که دو قدرت مساوی هستند ، میشود یک فرد اخلاقی . حساب میکند که چرا بمب به سر او پرتاب کنم وقتی که او هم بمب به سر من پرتاب میکند . ولی وقتی مقابل ویت کنگ بدبخت قرار میگیرد که از او ضعیفتر است و مطمئن است که او نمیتواند به اندازه وی قدرت داشته باشد ، قهرا هیچ قوهای وجود ندارد که وجدان آقای نیکسون را وادار کند که این کار را نکند ، اگر روزی نکند آن روزی است که ویت کنگ به او زور نشان داده ، والا تا زور در کار نباشد وجدان نیست . این است که راسل برخلاف همه شعارهای صلح دوستی و انسان دوستی که داشت فلسفهاش یک فلسفه ضد اخلاقی است . در فلسفه او هیچ دلیلی وجود ندارد که قوی به ضعیف زور نگوید و تجاوز نکند ، زیرا اساسش بر هوشیاری یعنی عقل فردی است و فقط در جایی تجاوز صورت نمیگیرد که قدرتها متساوی باشند ، ولی جایی که قدرتها مساوی نباشند عقل فردی هرگز چنین حکم نمیکند .
زیبایی عقلی
نظریه دیگری هست که همان نظریه عقلانی است ولی به شکل دیگری نه به صورت عقل فردی ( اگر چه از آن ، تعبیر به عقل کردهاند ولی میشود آن را غریزه جداگانه دانست ) و آن این است که گفتهاند در جهان ، زیبایی منحصر به زیبایی حسی نیست ، زیبایی