تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧
در اینجا باید دو بحث را با هم ذکر کنیم . یکی اینکه معیار چیست و دیگر آنکه ضامن اجرای افعال انسانی چیست ؟ فعل طبیعی که خیلی روشن است ، معیارش اینست که مقتضای غریزه مشترک انسان و حیوانات ، و ناشی از غریزه طبیعی انسان است ، و عامل اجرایش خود طبیعت است . اما معیار فعل اخلاقی و اینکه ضامن اجرای آن چیست ؟ گفتیم برخی گفتهاند فعل اخلاقی فعلی است که ناشی از احساسات غیر دوستانه باشد . اگر چنین گفتیم ، فعل اخلاقی ، هم تعریف شده و هم تا حدی عامل اجرایش شناخته شده . تعریفش اینکه کاری که انسان برای خودش میکند ( چون انسان وجود خودش را مسلما دوست دارد ، کاری را انجام میدهد که نفعش به خودش برسد ) کار اخلاقی نیست ، همینکه کار از دایره فردی خارج گردید و برای ایصال نفع به غیر انجام شد ، اخلاقی است . این تعریف را البته رد کردهاند . میگویند در این صورت باید یک سلسله افعال را که قطعا طبیعی هستند اخلاقی بنامیم ، مثل کارهای مادرانه مادرها اعم از انسان و حیوان . اصولا مادر احساس غیر دوستی دارد ولی آن " غیر " تنها بچهاش میباشد . او به حکم بچه دوستی یک سلسله کارها را انجام میدهد و فداکاریها میکند . البته اینها یک سری عواطف عالی و با شکوه و عظیم است ولی نمیتوان آن را اخلاقی نامید ، زیرا یک نوع اجبار و الزام طبیعی و غریزی حکم به انجام آن میکند ، و مادر در حالی که نسبت به فرزند خود اینگونه محبت میکند نسبت به کودکان دیگر چنین حسی ندارد . در واقع کار او را نمیتوان غیر دوستی نامید