تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٨
کشته ، ما چرا یک نفر دیگر را اضافه بکنیم و بکشیم ؟ ! اگر کشتن کار بدی
هست ، ما چرا به عنوان قصاص ، این کار بد را تکرار کنیم ؟ ! او کار بدی
کرده که یک نفر را کشته ، آیا ما هم خود او را بکشیم که باز یک انسان
کشته باشیم ؟ ! قرآن میگوید : « و لکم فی القصاص حیاش یا اولی الالباب
[١] کشتن اینچنین را ، کشتن و اماته و میراندن تلقی نکنید ، این را
حیات و زندگی تلقی کنید ولی نه حیات این فرد ، حیات جمع . یعنی با
قصاص یک نفر متجاوز ، حیات جامعه و حیات افراد دیگر را حفظ کردهاید .
شما اگر جلوی قاتل را نگیرید ، فردا او یک نفر دیگر را خواهد کشت ، و
فردا دهها نفر دیگر پیدا میشوند و دهها نفر دیگر را خواهند کشت . پس
این را کم شدن افراد جامعه تلقی نکنید ، حفظ بقاء جامعه تلقی کنید ، این
را میراندن تلقی نکنید ، زندگی تلقی کنید ، یعنی قصاص معنایش دشمنی
کردن با انسان نیست ، دوستی کردن با انسان است .
انسان دوستی
یک مطلب دیگر را هم اینجا باید عرض بکنیم و آن این است : میگویند : " انسان دوستی " . البته سخن درستی است ، ولی این مطلب باید شکافته شود . به قول طلبهها " انسان " در " انسان دوستی " انسان بما هو انسان است ، یعنی انسان را از آن جهت که انسان است باید دوست داشت ، و به اصطلاح امروز انسان با ارزشهای انسانی . یک وقت ما در تعریف انسان میگوئیم یک[١] سوره بقره ، آیه . ١٧٩