تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٥
به وجود آمد . این هم به حساب عقل گذاشته شد که ببین ! اگر بنا بشود عقل در مسائل دخالت کند اینطور میشود . باری ، ابوحنیفه مکتب قیاس را تأسیس کرد ، ولی حتی ائمه اهل تسنن هم زیر این بار نرفتند . مالک بن انس در همه عمرش در دو مسأله به قیاس فتوا داد و وقت مردن اظهار ناراحتی میکرد که من از خدا میترسم زیرا در دو مسأله به قیاس رأی دادم . احمد حنبل که شدید مخالف بود . شافعی هم بینابین بود ، نه به شدت ابوحنیفه قیاس میکرد و نه مثل مالک بن انس به اصطلاح حدیثی بود . بدون شک ابوحنیفه در اینجا راه افراط را در پیش گرفت . خود اهل تسنن نقل کردهاند که او آنچنان به قیاس عادت کرده بود که گاهی نه تنها در مسائل شرعی بلکه در مسائل طبیعی هم قیاس میگرفت و چیزهای مضحکی از آب درمیآمد . میگویند روزی رفت نزد سلمانی که سر و صورتش را اصلاح بکند ، در حالی که تازه چند تا موی سفید در ریشش پیدا شده بود . به سلمانی گفت : موهای سفید را از ریشه بکن که دیگر درنیاید و فقط موهای سیاه باقی بماند . سلمانی به او گفت : اتفاقا برعکس است ، اگر موی سفید را بکنیم بیشتر درمیآید . گفت : پس سیاهها را بکن . فورا قیاس گرفت : اگر سفید را بکنند بیشتر درمیآید ، پس سیاهها را بکن ، به عبارت دیگر : فرضا این حرف درباره موی سفید درست باشد که اگر آن را بکنیم بیشتر میشود ، حتما درباره موی سیاه هم باید درست باشد که اگر آن را بکنیم بیشتر میشود. در مسائل شرعی نیز همین جور قیاس میگرفت.