تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٨
چشم یک ابزار نگاه میکنند . رابطه جنسی یک امر حیوانی و طبیعی است . برای اطفای غریزه جنسی ، زن برای مرد یک ابزار بیشتر نیست و مرد هم برای زن یک ابزار است ، ولی مسئله زوجین و کانون خانوادگی و فلسفه خانوادگی و روح خانوادگی عبارت است از روح مافوق غریزه جنسی که میان دو نفر پیدا میشود ، یعنی شخصیت یکدیگر را دوست دارند و تا سنین پیری که دیگر مسئله غریزه جنسی به کلی ضعیف یا نابود میشود علقه خانوادگی و محبت میانشان هست و روز به روز هم شدیدتر میشود و حتی به گفته علمای جدید مثل ویل دورانت در کتاب " لذات فلسفه " علقه زوجین به یکدیگر در اثر معاشرت و تماس زیاد شدت پیدا میکند و آنقدر اثر میگذارد که کمکم قیافههای آنها شبیه هم میشود ، یعنی تدریجا روحهای آنها آنقدر با هم انطباق پیدا میکنند که کم کم اجسام آنها نیز با هم انطباق پیدا میکنند و قیافهها به یکدیگر شبیه میشود . این اولین مرحلهای است که انسان از لاک خودفردی خارج میشود . و به همین دلیل ازدواج در اسلام جنبه اخلاقی دارد با اینکه یک امر شهوانی است ، و این تنها امری است که با وجود اینکه پایه طبیعی و شهوانی دارد جنبه اخلاقی نیز دارد ، یعنی مثلا هیچوقت خوردن جنبه اخلاقی پیدا نمیکند ، ولی ازدواج خودش جنبه اخلاقی دارد . و در میان غرایز شهوانی انسان هر غریزهای که اشباع شود ، اشباع آن تأثیری در معنویت انسان ندارد جز غریزه جنسی . لهذا ازدواج از نظر اسلام سنت و مستحب تعبیر شده . علت اساسی اینست که هر مقدار که الفت زوجین به یکدیگر بیشتر باشد ، یک قدم از خود فردی خارج شدهاند . " خود " کمی که بزرگتر شد ، رقیقتر میشود ، مثل مایع غلیظ