تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٨
زیرا ادیان افراد را وادار میکنند به عبادت برای بهشت یا برای فرار از جهنم . حال اگر کسی بیاید نماز بخواند برای بهشت ، بهشت یعنی چه ؟ بهشت یعنی جایی که در آنجا انواع لذتها هست : حور است ، قصور است . ²جنات تجری من تحتها الانهار »است ، میوههای بهشتی و غذاهای لذیذ بهشتی است ، شرابهای بی مستی و بیدردسر بهشتی است و انواع لذتهایی که بشر نمیتواند تصور بکند . یک کسی از لذت دنیا چشم میپوشد برای لذت آخرت . او نه تنها خداپرست نیست و حس نیایش خود را تقویت نمیکند بلکه یک آدمی است که از دنیاپرستها مادیتر است زیرا یک نفر دنیاپرست ، قانع شده به همین لذات محدود مادی ، ولی او یک آدم حسابگری است ، میبیند اگر بخواهد سی چهل سال عمر این دنیا را به این لذتها بگذراند ، قابل نیست ، بالاخره تمام میشود ، میگوید این سی چهل سال را هر طور هست دندان روی جگر میگذاریم برای اینکه برویم در آنجا ابدالاباد به همین لذتهایی که اینجا رها کردهایم برسیم . پس محرک او در این کار طمع است و غیر از این چیزی نیست . آن کسی هم که برای فرار از دوزخ [ معصیت ] نمیکند همینطور است . عبادت میکند یا ترک لذت مادی میکند برای اینکه عقوبت نشود . باز امری است که از حدود منفعتجویی بیرون نیست . بنابراین در ادیان [ به حس نیایش انسان توجه نشده است ] . و این را مخصوصا مسیحیها نسبت به اسلام خیلی ایراد میگیرند که در قرآن به نعمتهای مادی زیاد توجه شده . شاید آنها در تعبیرات خود میگویند که قرآن توجهش فقط به نعمتهای مادی آن دنیاست و بنابراین به حس نیایش که " روانشناسی " آن را به عنوان یک حس عالی میشناسد ، توجه نکرده ،