تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٤
سوی شهوات و رغبتها بکشاند ، تو نفس را از این آلودگیها برتر بدان .
« فانک لن تعتاض بما تبذل من نفسک عوضا » . تو هر چه را از دست بدهی
میتوانی عوضش را به دستآوری مگر آن مقدار که از خود و جانت از دست
بدهی . اگر نفست را لکهدار کنی ، آن دیگر عوض ندارد . « و لا تکن عبد
غیرک و قد جعلک الله حرا » [١] . هرگز بنده دیگری مباش زیرا خدا تو
را آزاد آفریده است .
ممکن است کسی بگوید اگر آدم میخواهد با نفس پرستی مبارزه کند ، اگر
بنده کسی نباشد که بیشتر نفس پرستی کرده تا اینکه آزاد باشد . نه ، آن
نفسی که باید با آن مبارزه کرد غیر از این نفسی است که باید آن را حفظ
کرد . این جملهها را علی ( ع ) میگوید که تمام شعارش مبارزه با هواپرستی
و نفس پرستی است . معلوم میشود که آن هواپرستی و نفس پرستی که اسلام با
آن مبارزه میکند غیر از آن چیزی است که میخواهد آن را زنده کند .
محمد اقبال پاکستانی در کتاب " اقبال شناسی " ترجمه آقای سید غلامرضا
سعیدی ، یک بخش اشعار و یا یکی از فصلهای افکارش " فلسفه خودی "
است . در میان شعرا تنها کسی که به این نکته - یعنی بازگشت به خود ،
دریافت خود و پیدا کردن خود - توجه داشته اقبال است .
امام صادق در حدیثی که در تحفالعقول ( صفحه ٣٠٤ ) هست میفرماید :
« و لا تکن فظا غلیظا یکره الناس قربک و لا تکن واهنا یحقرک من عرفک ».
از آن اشخاص تندخو مباش ، از آنها که مردم خوش ندارند
[١] نهجالبلاغه ، نامه ٣١ ، قسمت . ٤٥