تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٧
اساسا کاری به عقل و ایمان ندارد ، یعنی اگر عقل یا ایمان بگوید برخلاف آن عمل کن نمیکند . میگویند مرحوم آقا شیخ عبدالکریم حائری در ماه رمضان با اینکه به علت پیری میتوانستند روزه نگیرند ، روزه میگرفتند . به ایشان گفته شد : شما خودتان میگوئید شیخ و شیخه میتوانند روزه نگیرند و در عوض کفاره بدهند . جواب دادند : رگ عوامیام نمیگذارد . خیلی از افراد دچار این حالتند . مثلا بعضیها میگویند اگر بمیرم روزهام را نمیخورم . ( خیال میکند این ایمان است ) یعنی اگر خدا و پیغمبر هم بگویند ، روزهاش را نمیخورد . این دیگر عادت است . باید انسان آنقدر روزه گیر باشد که تابع ایمانش باشد . اگر ایمان بگوید روزه است را بخور ، باید بخورد . زیاد رخ میدهد که یک کار برای انسان به صورت عادت درمیآید به طوری که انسان فرمان ایمان را نمیپذیرد . اما در عین حال این دلیل نمیشود که ملکات را نفی مطلق کنیم ، و مثلا عدالت یا سحرخیزی که ملکه شد دیگر به درد نمیخورد ، بلکه هر چه که انسان را اسیر خود کرد به طوری که آدمی از فرمان عقل و ایمان هم سرپیچی نمود ، نادرست است . شخصی با حضرت صادق در باغی بودند . به سیبی اشاره کرد و به حضرت عرض کرد : " اگر شما الان بگوئید نیمی از این سیب حلال و نیم دیگر حرام است من قبول میکنم " . این یعنی همان که به چیزی عادت نکنیم که از عقل و ایمان هم فرمان نبریم . معلوم شد که سخن علمای غرب تا این حد درست است ، و آن حدیثی که فرمود : " نظر به طول رکوع و سجود شخص نکنید چون