تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦
زیبایی روح خود ، خواه به خاطر استقلال روح و عقل خویش ، و خواه به خاطر هوشیاری . همین قدر که " خودی " و منفعت فردی در کار نبود ( البته آن نظریه آخر کمی مخدوش میشود ) فعل ، اخلاقی است . بنابراین ضرورتی ندارد که ما به یکی از آن مکتبها بپیوندیم و " لیس الا " بگوئیم و برویم سوی مکتبی که روی محبت یا زیبایی و یا عقل مجرد بنا شده است . نه ، فعل اخلاقی آن فعلی است که هدف از آن جلب منافع مادی و دنیایی نباشد ، خواه اثری که از آن در این دنیا ناشی میشود رسیدن نفع به غیر باشد و خواه هر چیز دیگری . بنابراین در اصول تربیتی ، آن ریشه اصلی که باید آن را آبیاری کرد همان اعتقاد به خداست ، و در پرتو اعتقاد به خدا ، هم باید احساسات نوع دوستانه را تقویت کرد ، هم حس زیبایی را پرورش داد ، هم اعتقاد به روح مجرد و عقل مجرد و عقل مستقل از بدن را تقویت کرد و هم حتی از حس منفعت جوئی انسان استفاده کرد همان طور که این کار را در ادیان کردهاند . در ادیان میبینید که از حس منفعت جویی بشر و نیز از حس فرار از ضرر او ، به نفع اخلاق بشر استفاده شده است . این بحث ما که به منزله متمم دومی برای بحث دو جلسه پیش ما بود تمام شد .