تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢
[ به طول رکوع و سجود فرد نگاه نکنید که آن ، چیزی است که او ] بدان عادت کرده و اگر بخواهد آن را ترک کند وحشت میکند . این حدیث خود دلالت میکند که عادت ، ارزش اخلاقی یک کار را از میان میبرد و هیچ نمیتواند ملاک انسانیت و ایمان باشد . اینها هم میگویند هر چیزی - و لو بهترین کارها و فضائل انسانی باشد - همینقدر که بصورت عادت درآمد ارزش خود را از دست میدهد زیرا در این صورت ، آن ملکه است که بر انسان حکم میکند ، آن عادت است که طبیعت ثانوی است و بر انسان حکم میکند چه عقل بپسندد و چه نپسندد . کانت و روسو سردسته این مکتب هستند . روسو در کتاب " امیل " میگوید : " امیل را باید عادت دهم که به هیچ چیز عادت نکند " . درست نقطه مقابل عقیده قدما که تربیت را فن تشکیل عادت میدانستند . پس غیر از عادت ندادن روح ، تربیت چیست ؟ تقویت روح و اراده که در هر کاری نیروی عقل آزادانه بتواند فکر کند و اراده اخلاقی آزادانه بتواند تصمیم بگیرد و مخصوصا با عادتها مبارزه کند . اینست که این جور اشخاص گاهی کاری را که ما بد میدانیم تجویز میکنند به دلیل اینکه یک خوب برای شخص عادت شده و در مقابل عادت باید عصیان کرد . اینجاست که مسئله آزادی اخلاقی در تربیت مطرح میشود . اینها در واقع مدافع آزادی در اخلاقند و آزادی را جوهر روح انسان میدانند و میگویند انسان به هیچ وسیله نباید آزادیش سلب شود ، باید آزاد باشد ، یعنی فقط به حکم عقل و اراده اخلاقی خود کار کند و هیچ قدرتی بر او حکومت نکند ، حتی قدرت عادت . تقریبا میشود گفت حرفهای روسو در کتاب " امیل " بیشتر در اطراف مبارزه با عادت است . وی