تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٥
پذیرفتهاند . مقالهای که در حدود دوازده سال پیش آقای مهندس بیانی - که من ایشان را فقط به اسم میشناسم - با توصیه آقای مهندس بازرگان ترجمه کردند و در اولین شماره سالانه مکتب تشیع تحت عنوان " حس دینی یا بعد چهارم " چاپ شد در همین زمینه بود . آنجا نویسنده تشریح کرده بود که روح انسانی از آن جهت که انسان انسان است ( یعنی منهای حیوانیات ) چند بعد جداگانه دارد و به عبارت دیگر چند غریزه اختصاصی در انسان است - که در حیوان وجود ندارد - . او آن غرائز را تعبیر به " بعد " کرده بود که وجود انسان چند بعد دارد : بعد حقیقتجوئی یا علم . یعنی گذشته از اینکه علم برای زندگی انسان مفید است ، و وسیله است برای زندگی ، خودش از آن جهت که حقایق را برای انسان کشف میکند ، مطلوب با لذات است . انسان حقیقت را برای خود حقیقت هم میخواهد ، و این هم خیال نمیکنم مطلبی باشد که جای بحث و تردید باشد . یعنی مثلا اگر الان ما بدانیم که علمایی به یک حقیقتی رسیدهاند که آن حقیقت اصلا مربوط به زندگی مردم زمین بلکه منظومه شمسی نیست و دانستن و ندانستن آن یک سر سوزن در زندگی ما اثر نمیبخشد ، باز اگر از ما بپرسند تو دلت میخواهد آن را بدانی یا ندانی ؟ ، هیچکس نمیگوید وقتی به درد زندگی من نخورد ، دانستن و ندانستن آن برای من علی السویه است . باز آدم میخواهد بفهمد و روشن شود . علم روشنائی است و جهل تاریکی . انسان بالضرورش از جهل و تاریکی فراری است و به روشنایی مایل است .