تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٤
معاصر و شاگرد حضرت امام جعفر صادق است ، و بعضی طرفدار قیاس شدند . ابوحنیفه طرفدار قیاس شد . او هم معاصر حضرت صادق است و خدمت ایشان درس خوانده که از او نقل کردهاند : لو لا السنتان لهلک نعمان . اگر آن دو سال درس خواندن نبود من از بین رفته بودم . ابوحنیفه یک عنصر ایرانی است و در کوفه میزیسته است . او به حدیث کم اعتنا بود ، نه به معنای اینکه به گفته پیغمبر کم اعتنا بود ، بلکه اغلب احادیث را معتبر نمیدانست و معتقد بود که اینها را جعل کردهاند . میگفت از تمام احادیثی که از پیغمبر روایت شده ، عده معدودی ( در حدود بیست تا ) را من یقین دارم که پیغمبر گفته ، باقی دیگر را باور ندارم پیغمبر گفته باشد . البته گویا اطلاعاتش در این زمینهها ضعیف بوده است . در مسائل فقه ، اگر ما باشیم و قرآن و بیست حدیث از پیغمبر ، بدیهی است که برای استدلال ، خیلی کسری داریم ، یعنی اگر بخواهیم احکام را بفهمیم ، با ظواهر قرآن و بیست حدیث پیغمبر ، فقه به این وسعت را نمیشود استنباط کرد . در نتیجه ابوحنیفه میرفت سراغ قیاس . قیاس یعنی مقایسه کردن و شبیهگیری . میگفت : در فلان موضوع ، پیغمبر این جور گفته ، این موضوع هم یک شباهتی به آن دارد ، پس حکم آن را میآوریم اینجا . این همان چیزی است که قرآن از آن نهی کرده . این پیروی عقل نیست ، پیروی ظن و گمان است . مسأله ظن و گمان غیر از مسأله عقل است که عقل حکمی را دقیقا دریافت کرده باشد . اینجا بود که در فقه ، مسأله ظن و گمان و شبیه گیری راه پیدا کرد و یک ماشین قیاس گیری و استنباط احکام براساس تخیل