تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
اینست : علم اساسا از غریزه حقیقت جوئی سرچشمه میگیرد . خداوند انسان را حقیقت طلب آفریده است ، یعنی انسان میخواهد حقایق را آنچنان که هستند بفهمد ، میخواهد اشیاء را همانطور که هستند بشناسد و درک کند ، و این فرع بر این است که انسان خودش را نسبت به حقایق بیطرف و بیغرض نگاه دارد . اگر انسان خودش را بیغرض نگاه دارد و بخواهد حقیقت را آنچنان که هست کشف کند ، نه اینکه بخواهد حقیقت آن طوری باشد که او دلش میخواهد ، [ در این صورت او دارای روح علمی است ] . یکوقت انسان مدعایی را پیش خودش فرض کرده ، بعد میخواهد حقیقت آنجوری باشد که او دلش میخواهد . این خودش منشأ گمراهی است . در آیات سوره نجم این مطلب هست که یکی از منشأهای گمراهی افراد اینست که هوای نفس را [ در تشخیص خود ] دخالت میدهند و در نتیجه با ذهن غرض آلود وارد مطالعه مسائل میشوند . گفت :
| چون غرض آمد هنر پوشیده شد |
| صد هزار از دل به سوی دیده شد |
انسان اگر بیغرضی خودش را نسبت به حقیقت حفظ کند - که بسیار کار مشکلی است - خداوند او را هدایت میکند . خدا تضمین کرده است که افراد بیغرض حقیقت جو را رهبری کند : « والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا وان الله لمع المحسنین »[١] . اصلا روح علمی همین است . روح علمی یعنی روح حقیقت جوئی ، روح
[١] سوره عنکبوت ، آیه . ٦٩ [ و کسانی را که در راه ما تلاش کنند به راههای خودمان هدایت میکنیم ، و خدا با نیکوکاران است ] .