تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٩
جلیل است و ذاتا زیباست ، و دروغ ذاتا بد است [١] . عقیده داشتند که
حاکم بر وجود انسان ممکن است قوای حیوانی - مثلا یکی از انواع شهوت -
باشد ، و ممکن است عقل باشد . افراد شهوت پرست - مثلا شکم پرست - حاکم
بر وجودشان شهوت است . برخی حاکم بر وجودشان خشم و غضب یا واهمه و
کارهای شیطنت آمیز و مکرهاست ، و برخی حاکم بر وجودشان عقل است . آنها
قائل بودند که عقل ، حسن و قبح ذاتی امور را درک میکند ، و میگفتند کار
اخلاقی آن کاری است که به حکم عقل صورت گرفته باشد ، و انسانهای اخلاقی
یعنی کسانی که عقل بر وجودشان حاکم است و شهوت و غضب و واهمه بر
وجودشان حاکم نیست ( بلکه اینها به منزله رعیت عقلند ، یعنی از او
دستور میگیرند ) و شهوات آنها روی حساب و اندازهگیری عقل کار میکنند ،
اگر عقل گفت در اینجا این شهوت باید اعمال شود اعمال میشود و گرنه
اعمال نمیشود . و میگفتند مادام که انسان ، حاکم بر وجودش قوه شهوت یا
غضب و یا واهمه باشد فعلش غیر اخلاقی است و به تعبیر آنها حیوانی است
. آنها تعبیر به اخلاقی و طبیعی نمیکردند ، به انسانی و حیوانی تعبیر
میکردند .
البته این حرفی نیست که صد درصد بتوان اثباتش کرد - اگر چه اخلاق
سقراطی بر همین مبنا است - مخصوصا مسئله حسن و قبح ذاتی افعال که خود
حکما برایش چندان پایهای قائل نیستند . به هر حال این هم نظریهای است
که معیار فعل اخلاقی ، عقلانی بودن آن است یعنی از مبدأ عقل سرچشمه گرفته
باشد نه از مبدأ شهوت و غضب و واهمه .
[١] البته این مطلب مربوط به مبحث عقل است .