تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠
و کمک میکند . کار مادر را نمیتوان اخلاقی شمرد زیرا " محبت به فرزند
" برای مادر یک امر طبیعی است ، مادر اسیر احساسات خود است و
نمیتواند محبت و خدمت نکند ، و از نکردنش رنج میبرد . همین مادر ، بچه
دیگری را - مثلا بچه هووی خود را - با این احساسات نمینگرد و بلکه غالبا
در جهت عکس است . پس این را نمیشود گفت اخلاق . کجا اخلاق حکم میکند
که به بچه خود توجه کن و به بچه دیگری توجه نکن ؟ ! بنا بر این ، ارتباط
به غیر داشتن هم نمیتواند ملاک باشد .
آنهایی که درباب عادات میگفتند اعمال انسان باید تحت حکومت عقل و
اراده او باشد ، اینجا هم ناچار همین حرف را میزنند ، میگویند فعل اخلاقی
فعلی است که از عقل برخیزد و هیچ عاطفهای در آن دخالت نداشته باشد ،
خواه اختصاص به خود انسان داشته باشد و خواه مربوط به غیر باشد .
فعل اخلاقی یک معیار مورد قبول همه ندارد ، یعنی هر مکتبی برحسب جهان
بینی و اصول خود فعل اخلاقی را چیزی میداند که ممکن است با آنچه دیگران
میگویند مخالف باشد . بعضیها معتقدند که فعل اخلاقی فعلی است که از
وجدان انسان سرچشمه میگیرد و وجدان همان است که در فطرت هر کس وجود
دارد ، و این تا اندازهای درست هم هست : « فالهمها فجورها وتقویها » [١] . کانت شدیدا معتقد است به اینکه وجدان اخلاقی در انسان وجود دارد .
فلسفه عملی او از فلسفه نظریش اهمیت بیشتری دارد . گفته است - و روی
[١] سوره شمس ، آیه [٨]