تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦
که یک آقایی میخواهد قهرمان شود ، برای قهرمان شدن و فاتح شدن بگوید طرف مقابل را لاغر و ضعیف نگهدارید تا من بر او فاتح شوم . فاتح شدن بر ضعیف کاری نیست . هنر اینست که او قوی باشد و تو قوی را مغلوب کنی . در صدر اسلام ، اصحاب زیاد نزد پیغمبر میآمدند و اجازه میخواستند که خود را عقیم کنند ، و پیغمبر میفرمود : " این کار در دین من جایز نیست " . این هنر نیست که کسی برای اینکه ایمان خود را صاف نگهدارد خود را اخته کند که در او تحریکات جنسی نباشد . هنر اینست که تحریکات جنسی باشد و از نیروی آن کاسته نشود ولی نیروی عقل و ایمان آنقدر قوی باشد که همان نیروی قوی را تحت اختیار آورد . این درباب طبیعت . درست همین مطلب درباب رابطه عقل با طبیعت هست . آقای کانت و روسو چه میگویند ؟ آیا میگویند برای تقویت نیروی عقل و اراده ، طبیعت را ضعیف نگهداریم تا حکومت عقل و اراده در ما قوی شود ؟ نه ، چنین چیزی نمیگویند . ناچار میگویند : کفه اراده را قوی کنید تا بر نیروی جسم و طبیعت فائق آید . ما میگوئیم این مطلب درباب عادات هست چون " عادت " طبیعت دوم است . ما باید ببینیم که از نیروی عادت کاری ساخته هست یا نه ؟ میبینیم ساخته است چون کارها را بر ما آسان میکند . ولی در عین حال باید عقل و اراده - و یا عقل و ایمان - را آنچنان قوی نگهداریم که همانطور که اسیر طبیعت نیست ، اسیر عادت هم نباشد . واقعا وقتی که چیزی برای انسان به صورت عادت درآمد ، به آن خو و انس میگیرد و آن را به طور خود کار و ماشینوار انجام میدهد و گاهی