تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤
تکرار و ممارست ، بهتر انجام میدهد . هنرها و فنون ، عادت است . همین نوشتن ما عادت است نه علم . اگر خط ننوشته باشیم نمیتوانیم بنویسیم ، و به عبارت دیگر ما نمیتوانیم یکباره بنویسیم بلکه باید به تدریج در اثر تمرین ، عادت به نوشتن کنیم . حتی بسیاری از ملکات نفسانی ، عادات فعلی است ، مثل شجاعت . شجاعت ، قوت قلب است . البته ممکن است که انسان کمی از آن را به طور طبیعی داشته باشد ، ولی اینکه انسان یک حالت فوقالعاده و قوت قلبی پیدا کند که در مواجهه با خطر خودش را نبازد و ایستادگی کند ، در اثر عادت پیدا میشود . وقتی انسان زیاد در مهالک قرار گرفت تدریجا این حالت در او پیدا میشود . جود و سخاوت ، و عفت و پاکدامنی نیز از این قبیل است . اما چرا در اینگونه عادتها ایراد امثال کانت وارد نیست ؟ چون اولا خاصیت این عادات این نیست که انسان خوی و انس میگیرد ، بلکه خاصیت آنها فقط اینست که انسان تا وقتی که عادت نکرده است ارادهاش در مقابل محرکات که در جهت خلاف است ضعیف است ، ولی وقتی که عادت کرد قدرت مقاومت پیدا میکند . مثل همان چیزی که فقها درباب ملکه تقوا و عدالت میگویند . ملکه تقوا و عدالت در این حد است نه در آن حد که انسان اسیر شود . از نظر روسو و کانت اراده اخلاقی ارادهای است که فقط فرمان عقل را میبرد و ترک این صفات ، او را ناراحت نمیکند ، فقط یک نیرو است و جز نیرو چیز دیگری نیست . ثانیا - که متمم اولا است - علمای اخلاق که به عادت خیلی اهمیت میدادند میگفتند : عادت ، کاری را که بر حسب