تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧
مثالی میزنم : شما اگر بچهای را ببینید که همواره بازی میکند ، یعنی وقت کارهای دیگر را هم به بازی میگذراند ، یقینا خیلی ناراحت میشوید ، ولی این معنایش این نیست که شما با بازی کردن طفل مطلقا مخالف هستید . اگر همان بچه یک روز بازی نکند او را پیش طبیب میبرید . پس اگر انسان بخواهد تمام وقتش را صرف تربیت جسم کند کار بدی کرده ، ولی نه از جهت اینکه تقویت جسم کرده بلکه از این جهت که سایر جهات را تضعیف نموده است . اینکه میگویند نباید تن پروری کرد ، مقصود چیز دیگری است . تضعیف جسم ، در روشهای غیر اسلامی یعنی همان روش معروف هندی مطلوب است . آنها با پرورش جسم به همین معنا هم مخالفند ، نه تنها باتن پروری به معنای شهوت پروری و نفس پروری مخالفند بلکه با تقویت جسم هم مخالفند . میگویند جسم و قوای جسمانی را باید ضعیف نگهداشت . این در اسلام نیست ، ولی شک ندارد که تقویت و تربیت جسم برای انسان از نظر اسلام هدف نیست ، مطلوب هست ولی نه به عنوان هدف ، بلکه به عنوان وسیله و شرط ، یعنی انسان وقتی جسم سالم و قوی نداشته باشد ، روح سالم هم نخواهد داشت . حال برویم سراغ قسمتهای روحی .
استعدادهای روح انسان
گفتیم تربیت به معنی پرورش دادن استعدادهاست . از نظر علمی اول باید ببینیم که استعدادهای انسانی چه استعدادهایی است و انسان بماهو انسان چه استعدادهایی در کمون و بطون خود دارد که باید بروز کند ؟ بعد باید ببینیم که اسلام چه عنایتی به این استعدادها