تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١
ولی عامل لازمی میدانیم ، اما مخصوصا در مورد کودک این نکته باید مورد توجه باشد - و نکته خوبی است که امروز بیشتر توجه دارند - که کودک کاملا باید آگاه باشد که تشویق یا تهدیدی که میشود برای چیست . اگر کودک نفهمد که برای چه تشویق میشود و بالخصوص اگر نفهمد برای چه تهدید میشود روحش به کلی مشوش میگردد ، و امروز به این نکته پی بردهاند که بسیاری از بیماریهای روانی در اثر ترساندنها یا کتک زدنها و ارعابهای بیجا در کودکی پیدا میشود . مثالی عرض میکنم که نظیر آن در حدیث هست . فرض کنید مادری بچهاش در مجلسی روی دامن دوستش نشسته است ، بچهای که نمیفهمد که نباید ادرار بکند . برای این بچه ادرار کردن مثل آب خوردن است و دیگر فرق نمیکند که در دامن مادر ادرار میکند یا در دامن دوست مادر . این عمل را انجام میدهد . مادر ناراحت و عصبانی میشود و کتکش میزند . بدیهی است که این بچه نمیفهمد که معنای این کتک اینست که تو چرا اینجا ادرار کردی و قبلا نگفتی . آنچه که در روح او وارد میشود اینست که نباید ادرار بکند . و نتیجه اینست که هر وقت بخواهد ادرار بکند یک حالت اضطراب و هیجانی به او دست میدهد ، یک ترسی در روحش وارد میشود از ادرار کردن ، و بعد از آن ، همیشه از عمل طبیعی خودش ترسناک است ، و این ممکن است عوارض جسمانی و عصبی و عقدههای روانی ایجاد کند و ایجاد هم میکند . ( این " تابوها " که میگویند ، همین جور چیزهاست ) . این از نظر بچه یک ترس بیمنطق است ، از نظر مادر یک منطقی دارد ولی از نظر بچه منطقی ندارد .