تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١
« تعلم انها جوزش ، و لو کان فی یدک لؤلؤش و قال الناس انها جوزه ما ضرک و انت تعلم انها جوزش » . اگر تو گردوئی داشته باشی و هر کس به تو میرسد بگوید چه لؤلؤهای عالییی داری ، قیمتش چند است ؟ همه مردم بگویند لؤلؤ ، وقتی تو خودت میدانی که گردو است نباید در تو اثر داشته باشد ، هر چه میخواهند بگویند . عکس قضیه : اگر تو لؤلؤی در دست داشته باشی و هر کس به تو میرسد بگوید این گردوها را از کجا آوردهای ، تو نباید ترتیب اثر بدهی . پس نباید به قضاوت مردم تکیه داشته باشی . تو اول تشخیص بده که چه داری ، واقعا ملکات خودت چه هست ، ایمانت چه هست ، یقینت چه هست ، اگر دیدی که چیزی نیستی ، گیرم که مردم اعتقاد خیلی زیادی هم به تو دارند ، امر به خودت مشتبه نشود ، به فکر اصلاح خودت باش . عکس قضیه : اگر احساس میکنی که راهی که میروی راه خوبی است ، گیرم مردم تو را تخطئه میکنند نباید به حرف آنها ترتیب اثر بدهی .
روح علمی
مطلبی هم راجع به علم عرض بکنم و بحث را خاتمه بدهم . این هم مطلبی است که از آیات و روایات خود ما استفاده میشود ، و اینها را ما باید در فصول تعلیم و تربیت اسلامی ذکر کنیم . در یکی از نوشتههای خودم - فکر میکنم در کتاب " امدادهای غیبی " - است این تعبیر که فرق است میان عالم بودن و روح علمی داشتن . ای بسا افرادی که روح علمی دارند ولی عالم نیستند و ای بسا کسانی که عالمند و روح علمی ندارند . عالم واقعی آن کسی است که روح علمی توأم باشد با علمش . مقصود از روح علمی چیست ؟ مقصود