تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣
تجزیه کردن یک سخن که انسان عناصر درستش را بگیرد و عناصر نادرستش را
الغاء کند ، و اینقدر تشخیص داشته باشد که بگوید از این سخن این قسمتش
درست است و این قسمتش نادرست . این همان مطلبی است که در روایات
تعبیر به نقد و انتقاد شده است .
وقتی میگویند : انتقد الدرهم یا : انتقد الکلام ( که در هر دو مورد به
کار میرود ) یعنی اظهر عیوبه ومحاسنه [ عیوب و محاسن آن در هم ( یا کلام
) را آشکار کرد ] چنانکه سکهای را که به محک میزنند ، آن طلای خالص و به
اصطلاح عیارش را به دست میآورند . کلامی را نقد کردن نیز یعنی خوبیهای آن
را از بدیهای آن جدا کردن .
در این زمینه احادیث زیاد و عجیبی داریم . یکی اینست که در روایات
ما از حضرت مسیح روایت شده است که میفرمود : « خذ الحق من اهل الباطل
ولا تأخذ الباطل من اهل الحق » . در اینجا ظاهرا توجه به این است که شما
به گوینده سخن توجه نداشته باشید ، سخن شناس باشید ، تکیهتان روی گوینده
سخن نباشد ، ای بسا حق را از اهل باطل بشنوید بگیرید ، و ای بسا باطل را
از اهل حق بشنوید نگیرید . شاهدم این جمله آخر است که فرمود : « کونوا
نقاد الکلام » [١] صراف سخن باشید .
بعد امام جملههایی در این زمینه میفرماید : « یا هشام ان الله تبارک و
تعالی اکمل للناس الحجج بالعقول ، ونصرالنبیین بالبیان ، ودلهم علی
ربوبیته بالادلاء ، فقال : " « الهکم اله واحد ، لااله الا هوالرحمن الرحیم
، ان فی خلق السموات والارض و اختلاف اللیل والنهار . . . لایات »
[١] بحارالانوار . ٩٦ / ٢